سیاست شأن دارد. این دعوای حیدری- نعمتی و قبیله ای که دو طرف قدیمی سیاست در ایران بر سر هر مساله ای راه می اندازند و این روزها به بهانه زلزله کرمانشاه دوباره به مسکن مهر پیله کرده اند، اسمش هر چه باشد، سیاست نیست. نزاعی است برای بقا و بهره مندی بیشتر از خوان نعمت نفت
سیاست و سیاستمداران در عرف امروز جهان خادم مردم اند نه مخدوم آن ها. سیاست بسیج کردن منابع است برای هدفی غیر از خودش. اما اینجا ظاهرا تبدیل به بت اعظمی شده که هر اتفاقی را باید به پیشگاه او عرضه کرد و هر حقیقتی را باید به پایش قربانی کرد. به قول یکی از اقتصاددانان، ما در ایران به جای دولت یک دستگاه بزرگ بروکراتیک داریم که کارش صرفا توزیع منزلت بین چهرهای ثابت و همیشگی عرصه سیاست و اخیرا هم فرزندانشان است.
خشم حیدری و نعمتی نمی گذارد این حقیقت روشن را ببینیم که فقط "مسکن مهر" نیست که با هفت ریشتر فرو ریخته بلکه اغلب ساختمان ها، حتی آنها هم که قرار بوده امن تر ساخته شوند- مثل همان بیمارستانی که از قضا در دهه٧٠ ساختش آغاز شده تا به کار چنین روزی بیاید- خراب شده و ناگفته معلوم است که حال و روز بخش عظیمی از ساخت و سازها در تمام شهر ها و روستاهای کشور همین است.


شعار دادن و قدم گذاشتن در راه مبارزه با فساد به تنهایی به جایی راه نخواهد برد.حسین راغفر اقتصاددان و استاد دانشگاه فساد را معلول نابسامانیها می داند نه علت نابسامانیها. به اعتقاد او ساختار رانتی اقتصاد کشور خودش اصلیترین محل شکلگیری رانت و فساد است. اقتصاد ایران عمدتا وابسته به توزیع درآمدهای حاصل از فروش منابع طبیعی است نه کار، تلاش و خلاقیت. حالا این منابع طبیعی در یک نظام مدیریتی پرمساله توزیع می شود و خود به خود فساد سیستمی می شود. به همین خاطر منابع عمومی و بین نسلی به سلیقه فردی افراد، دولت ها و کانون های قدرت توزیع می شود و طبیعتا هرکس می کوشد سهم بزرگتری را به دست بگیرد. از همین جهت کسانی که در قدرت قرار دارند یا اقوام آنها در اولویت قرار میگیرند.